احمد بن محمد حسينى اردكانى
218
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
جايى صحيح است كه براى هر يك وجود بالفعل باشد و احدهما به ديگرى منضم گردد ، و در جايى كه وجود بالقوّه و اضافه تدريجى باشد صحيح نيست . و توضيح اين مقال آن است كه هر چه ذاتش متقوّم از معانى متعدّده بوده باشد تماميّتش به آن چيز است كه به مثابهء فصل اخير است بر آن چيز و تعيّنش محفوظ است مادام كه فصل اخيرش متعيّن است و باقى مقوّمات ماهيّت از اجناس و فصولى كه لوازم وجود و اجزاء ماهيّتند در تخصّص آن چيز معتبر نيست و تبدّل در اينها قادح در بقاى ذات آن چيز نمىباشد . پس تبدّل اتّصال و قبول ابعاد كه فصل جسم است بما هو جسم به همان معنى كه مادّه است و نوعى برأسه است موجب تبدّل جسم مىگردد نه غير جسم بما هو جسم [ 140 ] و همچنين نامى كه فصل جسم نامى است موجب تماميّت آن است و به مجرّد جسميّت تمام نمىشود ، پس تبدّل افراد جسميّت موجب تبدّل ذات جوهر نامى نمىشود ، زيرا كه جسميّت بر وجه عموم و اطلاق در آن معتبر است نه بر وجه خصوصيّت و تقييد . و همچنين حكم حيوان و تقوّمش از نامى و حسّاس . و مثل اين است حكم در آنچه تقوّم وجودش به مادّه و صورت باشد ، مثل انسان به حسب نفس و بدنش ، پس در صورتى كه مقادير نامى متبدّل گردد جسميّتش بشخصها متبدّل مىشود و ذات و جوهر نامى بشخصه متبدّل نمىشود . پس از آن حيثيّت كه جسم طبيعى مطلق است شخصيّتش به نموّ و ذبول منعدم مىشود ، و از آن حيثيّت كه جسم طبيعى نامى است شخصيّتش منعدم نمىگردد ، نه خودش و نه جزوش ، زيرا كه جزو آن مطلق جسميّت است و در هر فردى كه اتّفاق افتد بر سبيل اتّصال وجودى كافى است . و بر اين قياس است حكم بقاى حيوان به بقاى جوهر حسّاس كه نفس حسّاسه حيوان است » . « 1 » اعادة فيها استفادة « بدان كه حاصل آنچه شيخ رئيس و ديگران در ابطال حركت در مقولهء جوهر ذكر كردهاند آن است كه صورت قابل اشتداد نيست ، و هر چه قابل اشتداد نيست حدوثش دفعى است ، و هر چه حدوثش دفعى است حركت در آن محال است . امّا بيان صغرى در قياس اوّل كه به بيان محتاج است به آن است كه اگر صورت قبول اشتداد نمايد ، يا اين است كه نوعش
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 3 ، صص 86 - 94 .